عسل خان سرماخورده
سلام همه وجودم الان که دارم این پست رو برات می ذارم کنارم لالا کردی آخه یه کم سرماخوردی و بیحالی گل مادر... دیروز ناهار خونه مادر جون بودیم ... دیشب هم باباحاجی ( بابای بابایی) شام رو پیش ما بود چون مامان حاجی ( مامان بابایی) با عمو اکبر رفته ملایر تا به خواهرش سر بزنه و باباحاجی هم تنها بود و به اصرار ما برای شام اومد پیشمون منم یه خورشت مرغ و آلو گذاشتمو خدا خدا می کردن که باباحاجی خوشش بیاد که اومد چه جوووووووورم ...ههههه ... دیگه هفته ای یه بار براش درست می کنم ... شاید ندونی ولی باباحاجی برای من خیلی عزیزه مامانی آخه منو یاد آقا جون خودم میندازه که خیلی دوستش داشتم و الان بیشتر از 2 ساله رفته پیش خدا . وقتی باب...






